تبلیغات
نشر فردا Farda publishing - کرگدن
یکشنبه 24 خرداد 1394

کرگدن

   نوشته شده توسط: احمد Ahmad قدرتی پور Ghodratipour    نوع مطلب :ادبیات نمایشی جهان ،نمایش نامه ،



کرگدن
اوژن یونسکو
ترجمه : مدیا کاشیگر
چاپ دوم
نشر فردا
9500 تومان

کرگدن‌ (به فرانسوی: Rhinocéros)
نمایشنامه‌ای است در سه پرده اثر اوژن یونسکو، نمایشنامه‌نویس رومانیایی تبار ساکن فرانسه، که در سال ۱۹۵۹ نوشته شده است.
در طول سه پرده نمایشنامه همه ساکنین شهر کوچکی در فرانسه به کرگدن تبدیل می‌شوند و تنها فردی که تسلیم این دگرگونی جمعی نمی‌شود، شخصیت اصلی داستان برنژه است، شخصیتی گیج و دستپاچه که در طول نمایشنامه به خاطر تأخیرها و نیز نوشیدن‌هایش مورد انتقاد قرار می‌گیرد. نمایشنامه به طور کلی پاسخی به وقایع بعد از جنگ جهانی دوم و دربردارنده موضوعاتی مانند پیروی از رسوم و عقاید، فرهنگ، فلسفه و اخلاقیات است. نمایشنامه به سه پرده تقسیم می‌شود و هر پرده صحنه‌ای از هجوم کرگدن‌ها را نشان می‌دهد. کرگدن آزاد باعث تعجب شخصیت‌ها می‌شود. ژان نمی‌تواند آن چه زا که می‌بیند باور کند و می‌گوید:«نباید وجود داشته باشه». فروشنده فریاد می‌زند و همسرش با گربه‌ای خون آلود بیرون می‌آید:«ما نمی تونیم بذاریم گربه هامونو یا هر چیز دیگه‌ای از بین بره». شروع نمایشنامه با ترس افراد همراه است. مردم به کرگدن تبدیل می‌شوند. اولین مخالفت آغاز می‌شود، بوتار، مدیر مدرسه، خاطرنشان می‌سازد که «داستان پوچی» است. او باور نمی‌کند که کرگدن‌ها واقعی باشند. او با وجود این مخالفت‌ها خود نیز به کرگدن تغییر شکل می‌دهد. در ابتدا وجود کرگدن‌ها در شهر برای ژان مزاحمت ایجاد می‌کند، اما او در برابر چشمان مستأصل دوستش برنژه تبدیل به کرگدن می‌شود. ژان رنگ پریده و بی حال می‌شود، شاخی روی پیشانی اش درمی آید، به صدای بلند نفس می‌کشد. پوستش سخت تر و صدای ش خشن می‌شود. نمی‌گذارد دوستش با دکتر تماس بگیرد، به اتاق ش می‌رود و خود را محبوس می‌کند. مدعی ست که هیچ چیز غیرعادی وجود ندارد: «کرگدن‌ها موجوداتی مثل ما هستن و مثل ما حق زندگی دارن». او به ناگهان اعتراض می‌کند: «انسانیت تموم شده، همتون یه مشت احساساتی مسخره هستین». در پایان همه به جز برنژه، دودار و دیزی به کرگدن تبدیل شده‌اند. دودار تبدیل را بی
اهمیت می‌داند و به کرگدن تغییر شکل می‌دهد. برنژه و دیزی توافق می‌کنند که تبدیل نشوند، ازدواج کنند و نسل بشر را حفظ کنند. اما خیلی زود دیزی از «نجات دنیا» صرف نظر می‌کند و کرگدن را زیبا می‌بیند و تبدیل به کرگدن می‌شود. برنژه تصمیم می‌گیرد
که تسلیم نشود: «من آخرین انسانم. تا آخرش می مونم». و شروع به گریه
می‌کند . چراکه اگر بخواهد هم نمی‌تواند به کرگدن تبدیل شود.

یونسکو در مصاحبه با خود می گوید :
می‌گویند در نمایشنامه كرگدن برانژه برایم چه مفهومی دارد؟ می‌گویند بر این باورم كه برانژه خودم هستم.بله، من همان قدر برانژه هستم كه فلوبر مادام بواری! وقتی فكر می‌كنم همة مردم كرگدن هستند، پس چرا من نباشم. همه می‌گویند دیگران كرگدن هستند، در این صورت من هم می‌گویم كرگدن دیگران‌اند!
می‌گویند من ده سال به نوشتن نمایشنامه‌های پوچی مشغول بوده‌ام، ولی نمایشنامه كرگدن با دیگر آثارم تفاوت دارد. آیا كرگدن یك نوع تئاتر پوچی با بیانی دیگر است و یا واقعاً تئاتری متعهد است؟ به من نگویید كه تئاتر پوچی نوشته‌ام، این فرضیه منتقدان است، به ویژه فرضیه یك منتقد انگلیسی به نام مارتین اسلین، اما كسی آگاهانه نمایشنامه یا ادبیات پوچی نمی‌نویسد. اگر من یك نویسنده پوچی با افكار و عقاید پوچی باشم؛ هرگز متوجه نمی‌شوم. چون كسی كه بخواهد بداند پوچی چیست؛ باید دقیقاً از طریق فلسفه به مفهوم غیر پوچی پی برده باشد، بله، من تئاتر پوچی نوشته‌ام. مثلاً كرگدن و شاه می‌میرد را می‌توانید تئاتر پوچی بدانید این پوچی كه ما در جهان شاهد آن هستیم تظاهر كمبود و ناتوانی و محدود بودن ادراك ماست.

این نمایشنامه بارها در ایران و جهان اجرا شده و می شود .

‎نشر فردا  Farda publishing‎'s photo.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.