تبلیغات
نشر فردا Farda publishing - داستان ماشین تحریر من
سه شنبه 26 خرداد 1394

داستان ماشین تحریر من

   نوشته شده توسط: احمد Ahmad قدرتی پور Ghodratipour    نوع مطلب :نقد و نظر ،درباره ی ادبیات ،



داستان ماشین تحریر من
(با مقالاتی از : مارتین هایدگر ، مارک تواین ، رابرت مسنجر ، ماتیو سولان ، میشل کونتات)
پل استر
ترجمه : احمد اخوت
نشر فردا
چاپ اول
10500 تومان

نوشته‌های این مجموعه شامل واکنش‌هایی است که نویسندگان به ماشین‌تحریر داشته‌اند .
بیش تر آن ها به ستایش ماشین‌تحریر پرداخته‌اند و آن را ستوده‌اند. مارک‌ تواین از این بابت به خود می‌نازد که اولین نویسنده آمریکایی است که با ماشین‌تحریر رمان نوشته ‌است. مطلب او بیانگر اولین واکنش‌ها به ظهور این دستگاه جدید است: «کسی که این را داشت نادره‌فردی به‌حساب می‌آمد. حالا اما دنیا طور دیگری شده ‌است: کسی که ماشین‌تحریر نداشته باشد نادره است.» (ص28). او این حرف را در قرن نوزدهم می‌زند. حالا باید گفت کسی که ماشین‌تحریر داشته باشد و همچنان از آن استفاده کند، نادره است. چنانکه رابرت مسنجر، در مقاله «نویسندگان ماشین‌نویس» می‌گوید: «اینها گونه در معرض خطرند. اما هنوز وجود دارند و از بین نرفته‌اند. (ص35). به گفته او: «الان دوره‌ای است که مشکل می‌توان ماشین‌تحریری را از بخش بازرسی فرودگاه عبور داد (ص39). و مامورین بازرسی از خود رفتاری نشان می‌دهند که انگار توپ جنگی را با خودت به سفر می‌بری (ص39).
احمد اخوت، ترجمه ی کتاب« داستان ماشین تحریر من» را به آخرین ها تقدیم کرده است. «موجوداتِ در خطر نابودی» نویسندگان و اهالی قلمی که آثار خود را با دست می نویسند و «معدود نویسندگان ماشین نویس» همان ها که خط و ربط نوشتن را به نسلی که امروز با رایانه می نویسد آموخت.
امروز ماشین‌تحریر را نوعی باقی‌مانده، شیء بازمانده از عصرباستان دوران مدرن تلقی می‌کنند. در نتیجه باید مثل یک باستان‌شناس به جست‌وجو بپردازی بلکه ببینی در همین مثلا پنجاه، شصت‌سال پیش شاعران و نویسندگان محبوبت از این شی چطور استفاده می‌کردند: همینگوی، فاکنر، کرواک، استاینبک، فلانری اوکانر. بگردی ببینی شماره‌سریال فلان ماشین‌تحریر چه بوده، تکمه‌هایش سفید بوده یا سیاه، نوارش قرقره‌ای بوده یا بدون پوشش... پل استر در توصیف ماشین‌تحریر المپیای خود، از زبانی تقریبا عاشقانه استفاده می‌کند که شاید بیانگر تلقی ناخودآگاه او از جنس دیگر هم باشد. او ماشین‌تحریر دستی خود را با تایپ برقی مقایسه می‌کند که موتورشان مدام وزوز و قطعات‌شان خش‌خش و تق‌تق می‌کند. اما «من سکون ماشین‌تحریر المپیایم را ترجیح می‌دادم. از لمس‌کردنش لذت می‌بردم. نرم کار می‌کرد و قابل اعتماد بود. وقتی برصفحه کلیدش می‌کوبیدی ساکت بود.» (ص16) پل استر از کامپیوتر و واژه‌پرداز وحشت دارد. می‌ترسد دکمه‌ای بزند و همه زحمات‌اش به باد برود (ص20). ماشین‌تحریر برای پل استر نشانی از آینده خودش است. آنها هردو منقرض خواهند شد. (ص21) با عکس‌هایی که سم دوستش از ماشین‌تحریر او می‌گیرد این شی بی‌جان نزد او تبدیل به موجودی زنده می‌شود که خشم و آرزو دارد و حتی می‌شود صدای قلبش را شنید. و ....

‎نشر فردا  Farda publishing‎'s photo.


دنبالک ها: google ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.