تبلیغات
نشر فردا Farda publishing - فدر
دوشنبه 1 تیر 1394

فدر

   نوشته شده توسط: احمد Ahmad قدرتی پور Ghodratipour    نوع مطلب :ادبیات نمایشی جهان ،نمایش نامه ،



فدر
ژان راسین
مسعود سالاری
نشر فردا
7000 تومان

«فدر» یک تراژدی منظوم در پنج پرده است . ژان راسین نمایش‌نامه‌نویس فرانسوی آن را در سال 1677 با الهام از آثار اوریپید و سنکا، نویسندگان مشهور یونان و روم باستان سروده‌است.
ژان راسین که در کودکی و نوجوانی در مدارس یانسنیست‌های پور-روایال(Royal-port) پرورش یافته، با خلق این اثر درون‌مایه‌های "تقدیر" و "سرنوشت محتوم" را که برگرفته از تفکر یونان باستان است، بار دیگر به صحنه ادبیات فرانسه می‌آورد.

در میان شخصیت‌های راسین، آن طور که مترجم "فدر" در مقدمه‌اش می‌گوید، "برخی ناخودآگاه سرگشته می‌شوند، اراده بازگشت یا حتی توان داوری درباره خویش را ندارند... و برخی دیگر از وجود گونه‌ای سلسله مراتب در ارزش‌ها آگاهند و می‌کوشند که دردمندانه راه نجات خود را از مخمصه‌های داستان بیابند..."

شخصیت فدر، همسر تزه که در غیاب تزه دلداده فرزندخوانده‌اش می‌شود و به تصور مرگ تزه عشق خود را به او ابراز می‌کند، به هر دو گروه بالا تعلق دارد. او در آتش هوس می‌سوزد اما به وظیفه والای خود نیز واقف است.

داستان فدر اما فرجامی حزن‌انگیز دارد. هنگامی که تزه باز می‌گردد، رازها گشوده می‌شود و پایان حزن‌انگیز داستان رقم می‌خورد.

ژان راسین، شاعر و نمایش‌نامه نویش کلاسیک فرانسوی، در سال 1639 در لافرته-میلون فرانسه به دنیا آمد. نخستین نمایش‌نامه‌اش "تبایید"(1664) و پس از آن سایر آثارش "آندروماک"(1667)، "بریتانیکوس"(1669)، "مهرداد"(1673) با اقبال عمومی مواجه شد. او به سال 1699 در پاریس درگذشت.

"فدر" نمایش‌نامه‌ای که راسین خود آن را نپسندید، امسال با ترجمه مسعود سالاری، توسط نشر فردا 2200 نسخه با قیمت 1300 تومان در نمایشگاه کتاب عرضه شد.

---
تراژدی منظوم فِدر (Phedre) داستان عشق نافرجام فِدر به پسر ناتنی‌اش «هیپولیت» و از سویی دلدادگی هیپولیت به «آریسی» است. فدر به دام هوسی نامشروع می‌افتد که خود، بیشتر از هر کسی از آن شرم دارد و در کشمکش روحی به سر می‌برد. برای چیرگی بر آن هوس از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کند تا اینکه ناچار می‌شود رازش را برای «اونون» دایه‌ی وفادارش آشکار ‌کند. فدر به خوبی می‌داند عمل خلافی مرتکب شده، اما عشق تمام وجود او را در برگرفته: «زندگی ام را با نفرت گذراندم و عشق ام را با وحشت» (ص 34)

اونون بر خلاف آنچه فدر می‌پندارد، بعد از اعتراف بانویش، وی را سرزنش نمی‌کند بلکه با گفتن اینکه «گاه ایزدان ساکن المپ نیز از شعله‌های هوسی نامشروع سوخته‌‌اند» فدر را به عشق خود امیدوار می‌کند و می‌گوید: «سستی آدمی از طبیعت اوست» (ص 106) و پاسخ فدر به اونون پر از اندوه و آینده‌نگری است: «چه می‌شنوم! این چه توصیه است که به من می‌شود؟ تو می‌خواهی بدین‌گونه من سیه‌روز را تا به آخر تباه کنی؟ ببین چگونه مرا از دست می‌دهی. روزی که می‌گریختم تو بودی که بازم گرداندی. نیاز و دعای تو سبب شد تا من وظیفه خویش را از یاد ببرم. از هیپولیت می‌گریختم و تو او را به من باز نمودی. چه نیتی داشتی؟ چرا او را محکوم کردی و با سخنان کفرآمیز خود زندگی‌اش را سیاه نمودی؟ شاید او بدین‌گونه بمیرد و شاید دعای کفرآمیز پدری خردباخته اجابت گردد. دیگر به سخن تو گوش نخواهم داد. برو ای دیو نفرت‌انگیز... کاش چرخ دادگر تو را آن چنان که سزاوار است مکافات کند.» (ص 107)

فدر تا آن زمان که از وجود آریسی-معشوقه‌ی هیپولیت- خبر نداشت، بی‌گمان با وجدان خود درگیر بود و حتی پذیرفت که برای کم کردن گناه خویش، نزد «تزه» برود و اعتراف کند، اما حسادت ناشی از عشق آریسی به هیپولیت، باعث شد پس از آن، از رنج قربانی خود لذت ببرد.

اندیشه‌ی مرگ همواره با فدر است و با افکار خودکشی درگیر: «آیا توقف حیات سیه روزی بزرگی است؟ مرگ برای بیچارگان هیچ هراسی به ارمغان نمی‌آورد» (ص 74)

راسین از آنجا که به سرنوشت معتقد بود شخصیت‌های نمایشنامه را بی‌رحمانه از پرتگاه عشق می‌گذراند و قهرمانان اسطوره‌ای را به مرز انتخابی سرنوشت ساز می‌کشاند.

تزه پس از اینکه از خیانت پسرش به فدر مطلع می‌شود بی هیچ مکث و تردیدی نفرین می‌کند و از خدایان، نپتون را برای مجازات هیپولیت به یاری می‌طلبد: «الطاف تو را در خشمناکی تو می‌بینم» (ص 90) و پاسخ هیپولیتِ تبعید شده دور از انتظار نیست که می‌گوید: «همیشه چند خطای کوچک سبب ساز جنایتی بزرگ می‌شود»

راسین نمایشنامه‌ای بر پایه فضیلت خلق کرده که اشتباهی هرچند اندک به سختی کیفر می‌بیند. هیپولیت که متهم به داشتن رابطه‌ی نامشروع با نامادری خود است و به خاطر اندیشه مجازات می‌شود. اندیشه‌ی جرم در این اثر به همان زشتی خود جرم منزجر کننده است. صحنه‌ی مرگ هیپولیت و فدر هم خواندنی است. هیپولیت در صحنه‌ای خونین گرفتار خشم خدایان می‌شود و می‌میرد و فدر بسیار آرام و غیر منتظره جان می‌سپارد.

قهرمانان تراژدی‌های راسین گرچه از ما دور هستند و حتی افسانه‌ای! اما قابل دسترس و ملموس هستند. حوادث در شهر «تِرزن» و در فضایی تیره و تار رخ می‌دهد. این فضا به عشق فدر که اتفاقاً «عشقی خالی از شکوه و جلال» است جلوه‌ای هولناک می‌دهد. در صحنه‌پردازی‌ها جای توصیف خالیست. در واقع راسین با نقاشی میانه‌ای ندارد و تنها به کمک زبان وقایع را پیش می‌برد. و قهرمانان که یکدیگر را مؤدبانه مورد خطاب قرار می‌دهند زبان‌شان ساده و روان و تهی از استعاره است.

‎نشر فردا  Farda publishing‎'s photo.


دنبالک ها: google ، yahoo ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.